این پروژه ویلایی با مساحت زمین ۶۰۰ متر مربع و زیربنای حدود ۱۰۰ متر مربع، با هدف بازآفرینی فضایی قابلزندگی، آرامشبخش و متناسب با سبک زندگی معاصر، برای بازسازی به دفتر آرامو دیزاین ارجاع داده شد.
وضعیت موجود در زمان بازدید
در نخستین بازدید، پروژه عملاً فاقد کیفیتهای لازم برای زندگی روزمره بود. مشکلات فنی و فضایی بهصورت همزمان در بنا دیده میشد. از نظر تأسیسات، سیستم گرمایشی عملکرد مناسبی نداشت و توزیع حرارت در فضا نامتوازن بود؛ بهطوریکه ساکنان در فصول سرد با عدم آسایش حرارتی مواجه بودند. از منظر زیباییشناسی نیز فضاها بسیار فقیر و بدون هویت طراحی بودند. با وجود محوطهی وسیع و ارزشمند ویلا، دید و ویوی بصری مناسبی به فضاهای داخلی وجود نداشت و ارتباط مؤثری میان داخل و خارج شکل نگرفته بود.
در فضای داخلی، کابینتها بدون نظم، طراحی و انسجام اجرا شده بودند و آشپزخانه نهتنها کارایی مناسبی نداشت، بلکه از نظر بصری نیز آشفته به نظر میرسید. چیدمان مبلمان کاملاً پراکنده و بدون سناریوی فضایی مشخص بود و فضای نشیمن هیچ تعریفی برای دورهمنشینی، تعامل خانوادگی و آرامش جمعی ارائه نمیداد.
رویکرد طراحی و ایده بازسازی
هدف اصلی در فرآیند بازسازی، تبدیل یک بنای صرفاً ساختهشده به فضایی برای زندگی بود؛ فضایی که آسایش، زیبایی و عملکرد را بهصورت همزمان در خود داشته باشد.بر همین اساس، رویکرد طراحی بر سه محور اصلی شکل گرفت:
- ارتقای آسایش حرارتی و فنی
- بازتعریف فضاهای داخلی بر اساس سبک زندگی ساکنان
- فعالسازی پتانسیل محوطه و بهبود دید ، ارتباط بصری و تجربه ی زندگی
بازطراحی فضاهای داخلی
در بازطراحی پلان داخلی، تلاش شد فضاها منسجم، خوانا و متناسب با کاربری واقعی شکل بگیرند.
آشپزخانه بهعنوان قلب خانه، با طراحی کابینتهای یکپارچه، ساده و کاربردی بازتعریف شد؛ بهگونهای که نظم بصری، کارایی و زیبایی بهصورت همزمان در آن حضور داشته باشد.
چیدمان مبلمان بر اساس تعریف یک فضای نشیمن گرم و دعوتکننده انجام شد؛ فضایی که دورهمنشینی، گفتوگو و حضور جمعی را تقویت کند و از پراکندگی پیشین فاصله بگیرد.
اتاقخوابها؛ خواب در امتداد تفریح
این ویلا بیش از آنکه خانهای برای زندگی روزمره باشد، پناهگاهی برای تعطیلات، تفریح و رهایی از ریتم تکراری شهر است. به همین دلیل، اتاقخوابها نیز نه بهعنوان فضاهایی کاملاً ساکت و منزوی، بلکه بهعنوان ادامهای نرم از تجربهی حضور در ویلا بازطراحی شدند.
در این بازطراحی، یک زبان مدرن و ساده انتخاب شد تا فضاها سبک، روشن و بیتکلف باشند. جانمایی هوشمندانهی تخت، بدون تأکید بر انزوا، توانست اتمسفری راحت و صمیمی ایجاد کند؛ اتمسفری که بیشتر به استراحتهای کوتاه، خوابهای سبک بعد از یک روز پرتحرک و لحظههای بیبرنامهی تعطیلات پاسخ میدهد.
ارتباط با محوطه و فضای باز
در راستای تقویت ارتباط میان فضای داخلی ویلا و محوطهی وسیع سایت، یک تراس طراحیشده با رویکرد زندگیمحور شکل گرفت. این تراس بهعنوان فضایی نیمهباز و واسط میان فضای باز و فضای بسته عمل میکند و نقش مهمی در ارتقای کیفیت سکونت ایفا میکند. در این پروژه، تراس صرفاً یک الحاق فضایی نیست؛ نقطهای برای مکث، نفس کشیدن و زندگی کردن است. جایی میان درون امن خانه و آزادی فضای باز که مرزها در آن محو میشوند.
در این فضا، باربیکیو، سینک شستوشو و میز پذیرایی بهصورت یکپارچه طراحی شدند تا تراس تنها یک فضای گذر نباشد، بلکه به بستری فعال برای حضور، تعامل و تجربهی متفاوت زندگی در ویلا تبدیل شود.
این فضای نیمهباز امکان برگزاری دورهمیها، صرف غذا و گذراندن زمان در ارتباط مستقیم با طبیعت را فراهم کرده و با ایجاد پیوندی نرم میان داخل و خارج، لذت بودن در فضا را بهطور محسوسی افزایش میدهد.
تراس طراحیشده در این پروژه، جایی برای آمادهسازی غذا، جمع شدن اطراف یک میز، گفتوگوهای بیبرنامه و لحظههایی که قرار نیست از پیش طراحی شوند. در این فضا، زندگی جریان دارد؛ از عصرهایی که بوی غذا در هوا میپیچد تا شبهایی که دورهمیها شکل میگیرند و زمان کندتر میگذرد.
تراس، پلی است میان خانه و محوطه؛ جایی که نگاه به فضای سبز امتداد پیدا میکند و حضور در فضا معنا میگیرد. این فضای نیمهباز، امکان تجربهی نوعی زندگی آرامتر و آگاهانهتر را فراهم میکند؛ تجربهای که لذت بودن را نه در متراژ، بلکه در کیفیت فضا تعریف میکند.
در این پروژه، تراس به بخشی از روایت زندگی تبدیل شده است؛ روایتی که نشان میدهد معماری زمانی موفق است که انسان را به ماندن، لمس کردن و زندگی کردن دعوت کند.
از ابتدا تا انتهای پروژه متعهدانه و صادقانه در کنارتان هستیم.




بدون دیدگاه